f

(رفرنس ها در ادامه مطلب)
ترجمه: فاطمه ن.
ترجمه: دکتر سایه برهانی
در اواخر دهه ی 1950 و اوایل دهه ی 1960، داروی تالیدومید منجر به ایجاد حدود 10000 مورد نقص مادرزادی و هزاران مورد مرگ جنینی در سرتاسر جهان گردید. کودکانی که تحت اثر تالیدومید قرار گرفته بودند به طور تیپیکال از فوکوملیا (phocomelia) که ناتوانی اندام ها (به خصوص دست ها و پاها) در رشد و نمو میباشد، رنج میبردند. از این کودکان نگون بخت، بی رحمانه با عنوان "کودکان باله ای" یاد میشد. تالیدومید به منظور کمک به کاهش تهوع صبحگاهی در خانم های باردار تجویز میشد، اما به طور فاجعه آمیزی یک داروی سمی برای جنین های در حال رشد از آب در آمد.

در پاسخ به یک اعتراض عمومی در رابطه با ایمنی داروها ، مجلس نمایندگان آمریکا طرح Kefauver-Harris را که قبلاً طرفداری نداشت ، در اکتبر 1962 مورد تصویب قرار داد که این طرح در میان سایر مسائل ، اجبار میکرد که همه ی داروها تحت آزمایشات پیش کلینیکی قرار بگیرند تا ایمنی و اثربخشی آنها نشان داده شود . سازمان غذا و داروی آمریکا ( FDA ) این استاندارد های پیش کلینیکی را به عنوان فراخوانی برای آزمایشات اجباری بر روی حیوانات تلقی کرده است . این تلقی ، خواسته ی حامی این طرح ، سناتور Estes Kefauver را بیان میکرد ولی بر پایه ی یک سوء تفاهم نسبت به دانش آزمایشات دارویی بنا شده بود . این سیاستمدار به اشتباه استدلال میکرد که تالیدومید هرگز بر روی حیوانات آزمایش نشده بود و اینکه این عدم آزمایش بر روی حیوانات بوده که منجر به مصرف بالینی فاجعه آمیز آن شده است .
در واقع ،
آزمایشات گسترده بر روی حیوانات در پیش بینی هرگونه خطر از جانب تالیدومید ناکام
مانده بود ، و دارو به خاطر اطلاعات موجود به دست آمده از آزمایشات حیوانی به طور
گسترده ای در دسترس پزشکان قرار گرفته بود . براساس اظهارات James
L.Schardein ، یک متخصص در زمینه ی تراتوژن ها (
موادی که باعث ایجاد نقایص مادرزادی میشوند) ، "در میان تقریباً 10 نژاد موش
صحرایی ، 15 نژاد موش سوری ، 11 گونه خرگوش ، 2 نژاد سگ ، 3 نژاد همستر ، 8 گونه
از پستانداران و در سایر گونه های از این دست مانند گربه ها ، گورکن ها ، خوک های
گینه ، گرازها و موش های خرما که تالیدومید روی آنها آزمایش شده بود ، اثرات
تراتوژنیک تنها در بعضی موارد ایجاد گشته بود ." علاوه بر این معدود حیواناتی
که دچار نقص مادرزادی شدند ، تنها زمانی این تجربه را داشتند که در معرض غلظت های
بالایی از تالیدومید قرار گرفتند . برای مثال ، ایجاد دفرمیتی در خرگوش های سفید
نیوزیلندی نیاز به غلظتی از دارو بین 75 تا 300 برابر سطحی که انسان با آن مواجه
میشود داشت . تردیدی نیست که تالیدومید در اکثریت وسیعی از گونه ها تراتوژن نیست و
اینکه داده های حاصل از آزمایشات حیوانی پاسخ انسانی را پیش بینی نکرد . بنابراین
سیاست آزمایش بر روی حیوانات FDA به طور گسترده از یک سوء تفاهم
نسبت به حقایقی که موضوع تالیدومید را احاطه میکند ریشه گرفته است

.
متاسفانه ، علیرغم پیشرفت در سایر فن آوری های سم شناسی که باعث شده آزمایشات حیوانی به طور فزاینده ای رو به کهنگی و از کار افتادگی بگذارند ، اصلاحات دارویی سال 1962 همچنان به صورت اجباری بودن آزمایش بر روی حیوانات تلقی میشود . در نهایت نشان داده شد که آزمایشات in vitro (1) بر روی بافت های انسانی میتوانسته خطری که تالیدومید در بر داشته را پیش بینی کند . آزمایشات in vitro ، مدل سازی کامپیوتری ، و سایر فن آوری ها به طور فزاینده ای از مدل های حیوانی هم در دقت و هم در اثربخشی پیشی می گیرند ، اما آمریکا هنوز پروسه های رگولاتوری خود را با این تغییرات وفق نداده است . در عوض ، ادامه یافتن اجبار برای انجام آزمایش بر روی حیوانات باعث نهادینه شدن روش های آزمایشی بی اثر و بی مورد و جلوگیری از پیشرفت روش های نوین آزمایش شده است . در نتیجه ، صنعت تحقیقات حیوانی رشد یافته ، هزینه های مراقبت از سلامت افزایش یافته و پیشرفت های پزشکی کُند شده است. و با وجود صرف هزینه های گزاف برای آزمایشات سمیت بر روی حیوانات ، دارو ها همچنان نا امن باقی مانده اند و فجایع همچنان رخ میدهند .
در 30 سپتامبر 2004 ، کمپانی دارویی مِرک ( Merck ) مسکن معروف خود Vioxx را از بازار جمع آوری کرد به دلیل اینکه مشخص شده بود که Vioxx خطر ایجاد لخته های خون را در بیماران افزایش میدهد . شواهد نشان میدهند که داده های مشاهده ای انسانی این اثرات را در سال 1996 پیشبینی کرده بود ، و داده های بالینی انسانی نیز این خطر را در سال 2001 تایید کرده بود . به هر حال ، آزمایشات حیوانی وارد شدن دارو به بازار و ادامه ی مصرف این داروی خطرناک را تایید کرده بود ، بنابراین مِرک تصمیم گرفت آزمایشات انسانی را در مورد ارتباط Vioxx با لخته شدن خون انجام ندهد . از آنجایی که Vioxx در بازار باقی ماند ،FDA تخمین زده است که حدود 27000 بیمار ممکن است فوت کرده باشند. Alise Reicin ، نایب رئیس تحقیقات بالینی در لابراتوار های تحقیقاتی مِرک ، با عنوان کردن این مطلب که مطالعات حیوانی نشان داده که Vioxx ممکن است خطر بیماری های قلبی و سکته را کاهش دهد ، از عملکرد مِرک دفاع کرد . آنچه در مورد Vioxx اتفاق افتاد ، رویدادی که تنها یک بار رخ داده باشد یا نتیجه ی اشتباه افراد نبوده است . عموم مردم آمریکا از روند FDA در تایید و تصویب داروها مایوس شدند .
مانند فاجعه ی تالیدومید ، شکست مفتضحانه ی Vioxx هم میتواند نه به کمبود آزمایشات بر روی حیوانات ، بلکه به آزمایشات انسانیin vitro و بالینی ناکافی نسبت داده شود . هر سال بیش از 106000 نفر در اثر عوارض جانبی داروهایی که بر روی حیوانات آزمایش شده اند جان می سپارند و 2.2 میلیون نفر دیگر هم به شدت دچار آسیب می شوند . چنین واکنش هایی ، داروهای آزمایش شده بر روی حیوانات را تبدیل به چهارمین علت عمده ی مرگ کرده و برای آمریکا بیش از 136 میلیارد دلار در رابطه با مراقبت از سلامت هزینه بر می دارد . این ارقام نشان میدهند که FDA و حرفه ی پزشکی به اندازه ی کافی درک نمیکنند که داروها چگونه افراد ، گروه ها و در کل جمعیت مردم را تحت تاثیر قرار میدهند . نقش آزمایشات حیوانی در این نا آگاهی توسط این حقیقت که 92 درصد از دارو های آزمایش شده بر روی حیوانات ، در آزمایشات بالینی رَد میشوند و بیش از 50 درصد از اندک داروهایی که به بازار راه میابند به دلیل ضرر های پیش بینی نشده ای که به بیماران میرسانند از بازار جمع میشوند ، برجسته شده است .بنابراین آزمایشات حیوانی در مشخص کردن بیش از 96 درصد مشکلات داروها شکست می خورند، و آزمایشات بالینی کوتاهتر و مختصرتر از آن هستند که شکست آزمایشات حیوانی را بطور کامل جبران کنند. به علاوه ، منطقی است اینطور بپنداریم که آزمایشات حیوانی همچنین قادر به آشکارسازی درصدی به همین زیادی از فوایدی که داروها برای انسان ها دارند نیستند . بنابراین ، جمعیت آمریکایی ها از هر دو جهت ضرر میکنند و ما داریم برای این کمبودها هزینه میدهیم با مشکلات سلامتی ، هزینه های فزاینده ی مراقبت از سلامتی و مالیات های بالا .
علیرغم غنی بودن شواهد بر علیه آزمایشات حیوانی ، یک جمعیت هراسان یک پاسخ قابل لمس در رابطه با اپیزود هایی مانند فاجعه ی تالیدومید طلب میکند . متاسفانه ، عده ی زیادی از اعضای مجلس نمایندگان ، محققان و کمپانی های دارویی آزمایشات حیوانی را یک راه ساده یافته اند برای اطمینان خاطر دادن به مردم از این بابت که داروهای آمریکایی کاملاً قابل اطمینان هستند . آزمایش بر روی حیوانات ، همچنین تضمینی برای کمپانی های دارویی به منظور قرار گرفتن تحت پوشش بیمه ی مسئولیت ، و کمک هزینه های فراوان برای جامعه ی تحقیقاتی فراهم می آورد . مشخصاً بسیاری از گروه های ذینفع از ادامه یافتن استفاده از حیوانات در تحقیقات پزشکی سود میبرند . به هر حال آزمایش کردن بر روی حیوانات تاثیر بسیار جزئی در محافظت از سلامت عمومی یا پیشرفت پزشکی دارد.
(1). مطالعات in vitro در زیست شناسی آزمایشی، آنهایی هستند که در انجام آنها از اجزاء تشکیل دهنده ی یک ارگانیسم که از محیط بیولوژیکی معمول خود جدا شده اند استفاده می شود تا امکان یک آنالیز راحت تر و با جز ئیات بیشتر نسبت به آنچه بوسیله یک ارگانیسم کامل و دست نخورده انجام می شود، فراهم گردد.
منبع : www.prijatelji-zivotinja.hr
ترجمه: فاطمه ن.
ب – آزمایشات سم شناسی
تعداد زیادی از آزمایشات استاندارد سم شناسی حیوانی از جانب پزشکان بالینی و سم شناسان بصورتی گسترده مورد انتقاد قرار گرفته اند. آزمایش دوز کشنده50 (LD50) -که تعیین میکند چه میزان از یک دارو، ماده شیمیایی یا محصولا خانگی برای کشتن 50% یک گروه از حیوانات مورد آزمایش کافی است- به 60 تا 100 حیوان (و غالبا موش و رت) نیاز دارد که عمدتا نیز رنج بسیاری را متحمل میشوند. به دلیل مشکلات استقراء به انسانها، این آزمایش به شدت غیرقابل اعتماد است (74). همچنین از آنجایی که متغیرهایی مانند سن، جنس، وزن و صفات موروثی حیوانات میتوانند تاثیرات چشمگیری روی نتایج حاصله داشته باشد، آزمایشگاه ها داده هایی بسیار نامتناجس را با عناصر آزمایشی یکسان بدست می آورند. (75، 76)
آزمایشات in vitro، برای جایگزین شدن آزمایش LD50 که در سال 2002 از خط مشی OECD حذف شده است، تایید اعتبار شده اند. (79)
نتایح آزمایش LD50 به شدت غیرقابل اتکاست
![]()

آزمایش التهاب چشم Draize که طی آن مواد التهاب زا روی چشم خرگوش های بی حس نشده قرار داده میشوند، نتایجی را ارائه میدهد که برای پیش بینی مسمومیت انسانی ذاتا غیرقابل استناد هستند. (80)
انسان و خرگوش در ساختار پلک و قرنیه و همچنین توان اشک سازی متفاوت هستند. واضح است که هنگام مقایسه داده های انسانی با خرگوش ها در خصوص زمان التهاب چشمی ناشی از تماس با 14 محصول خانگی، تفاوتشان از 18 فاکتور تا 250 بوده (81). یک سلسله از آزمایشات in vitro کم هزینه تر و بسیار قابل اطمینان تر از آزمایش Draize خواهند بود. (75، 82)
آزمایشات حیوانی برای مواد سرطانزا که غالبا دربرگیرنده خرگوشهاست نیز به شدت غیر قابل استناد هستند. Lester Lave al به این نتیجه رسید که نرخ خطای مثبت آزمایش روی خرگوش ها هنگام اعمال روی سبب سرطان در انسان تا 95% میرسد (83). اینطور نوشتند که: «آزمایشات برای سرطانزایی انسانی با استفاده از ارزیابی های زیستی های مادام العمر خرگوشها، پرهزینه و زمانبر بوده و نتایج نامطمئنی به بار می آورند»
هزینه های اقتصادی عظیم چنین تحقیقاتی اخیرا در مطالعه ای که روی بیش از 500 تحقیق سرطانزایی خرگوشی انجام گرفت گزارش شده و اینطور استنتاج شد که تحقیقات سرطان خرگوشها از لحاط علمی نامعتبر بوده و ازلحاظ مالی غیر قابل دفاع اند. (84)
ترکیبی از آزمایشات in vitro داده هایی را فراهم میکنند که در مقایسه با پایگاه داده های سرطانزایی فعلی بهتر بوده و هزینه آن در مقایسه با آزمایشات حیوانی بسیار کمتر است (85). در اواخر دهه 80، انستیتو ملی سرطان ایالات متحده (NCI) به علت «نارضایتی اش از کارایی مشاهدات اولیه in vittro اولبه (ارزیابی های سرطان حیوانی)» پنلی از 59 خط سلولی سرطان انسانی را برای مشاهده اجزاء فعال ضدسرطان توسعه داد. این پنل در سال 1990 جایگزین آزمایشات حیوانی در NCI شد که تا آن زمان این سازمان همچنین پنلی متشکل از حدود 100 خط سلولی انسانی را بکار گرفته بود تا اجزاء سرطانزا را مشاهده نماید.(87)
آزمایشات حیوانی برای تراتوژن ها (داروها و مواد شیمیایی که عامل نواقص بدو تولد هستند) نیز به همان اندازه گمراه کننده و غیرقابل اتکا هستند. Jarrod Bailey et al یک بازبینی جامع از آزمایشات حیوانی 1396 ماده متفاوت را ارائه داده و اینظور استنتاح کرده که آزمایشات حیوانی ثابت کرده اند که نیمی از موادی که عامل نواقص بدو تولد در انسان هستند، بیخطر اند. همچینین به عکس، آزمایشات حیوانی در حدود نیمی از عناصر بی خطر برای انسان را خطرناک تشخیص داده اند. و در حدود یک سوم تمام عناصر آزمایش شده بسته به گونه بکار رفته، نتایجی متغیر را ارائه داده اند. (88)
در حیوانات باردار، تفاوت در ساختار فیزیولوژیکی، عملکردی و زیست شیمیایی جفت جنین، تفاوت رایج در جذب، توزیع، متابولیزم و دفع داروها و مواد شیمیایی موجود میان گونه ها را بدتر کرده و متعاقب آن امکان انجام پیش بینی های قابل اتکا روی زنان باردار را غیرممکن میسازند. (88)
آزمایشات in vittro همچون آزمایش سلول بنیادی جنینی، کشت کامل جنین و آزمایش میکرومس، داده هایی را فراهم میکنند که بصورتی چشمگیر قابل استنادتر و قابل پیش بینی تر بوده و کم هزینه تر از آزمایشات حیوانی ناهنجاری جنینی هستند.
وقتی در حال حاضر این آزمایشات in vitro، سلولها و جنین های مشتق از حیوانات را بکار میگیرند (و در نتیجه بسط آنها به انسان را دشوار می سازند)، پیشرفت تکنولوژی در کشت سلولهای انسانی باید در آینده امکان تخمین های دقیق تر invitro از ناهنجاری جنینی در انسانها را ممکن سازد. (88)
پ – آموزش پزشکی
آزماشگاه های حیوانی برای آموزش مبانی زیست شناسی، پزشکی و مهارت به دانشجویان پزشکی لازم نیستند و در 85% از دانشگاه های پزشکی ایالات متحده و کانادا، آزمایشگاه های حیوانی را از برنامه تحصیلی آموزشی خود حذف کرده اند. (89)
متدهای آموزشی جایگزین کارآمد عبارتند از مستندات آموزشی مکتوب و لکچرها، فیلم های آموزشی و برنامه های شبیه سازی تعاملی دنیای واقعی، برخورد آموزش یافته در حین مراقبت از بیمار و مشارکت در اعمال جراحی و شبیه سازان تعاملی قابل برنامه ریزی بیمار.
مطالعات مقایسه ای میان تکنولوژی های شبیه ساز از زوایای متعدد آموزش پزشکی (مانند آناتومی، فیزیولوژی، فارماکولوژی، مهارتهای جراحی، مدیریت شوک و اعمال تهاجمی) بصورت متداوم نتایج آموزشی برتری داشته اند، شکایات کمتری از جانب بیماران را برانگیخته اند، پذیرش کاروزر بالاتری داشته اند و استفاده از زمان و منایع آموزشی را بهینه تر کرده اند. (90-99)
دلیل دیگر بر تقدم حتمی آموزش پزشکی مبتنی بر شبیه سازی را در می توان در دانشکده جراحان ایالات متحده (ACS) مشاده کرد که شبیه ساز TraumaMan® را به جای استفاده از اجساد انسانی و حیوانی در برنامه ATLS (حمایت های حیاتی پیشرفته تروما) خود تایید و پیاده سازی کرده است.
به علاوه، در سال 2006، ACS اصلاحات آموزشی جامعی را به اجرا در آورد که طی آن با کمک تجمیعی از انواع شبیه سازها توانست بکارگیری حیوانات در کنفرانس ها و برنامه های آموزشی خود را حذف کند. همچنین برنامه آموزشی مؤسسات را اجرا نمود تا همین نتیجه را در برنامه های آموزش جراحی نیز بدست آورد. (100)
منبع : mrmcmed.org
(رفرنس ها در ادامه مطلب)

طبعاً اگر این موجودات دلیل اسارت و شکنجه و آزمایش برروی ما انسانها را کنجکاوی در مورد شناخت موجودی به نام بشر اعلام کنند. شاید عملشان بتواند برای برخی قابل توجیه باشد. حال آنکه اگر این موجودات دلیل اسارت و آزمایشات روی انسانها را بدست آوردن اطلاعات در مورد خود و سلامتی خود اعلام کنند بدون شک برآنها بشدت خواهیم خندید. زیرا که آزمایش روی انسانها میتواند در مورد انسانها اطلاعات بدست دهند و نه در مورد ساکنان کرهی ایکس.
حال فرض کنید که مخارج این سفر اکتشافی به کرهی زمین ازطرف یکی دو کمپانی بزرگ و قدرتمند سیارهی ایکس و به قصد بهرهبرداری احتمالی مالی تأمین گردیده. آنگاه است که نه تنها اسارت انسانها و آزمایش روی آنها توجیه گردیده بلکه برای پیشبرد علم پزشکی و ساکنان کرهی ایکس ضروری نیز اعلام میگردد و در این رابطه، محصولات حاصله از آزمایشات انسانی برای فروش وارد بازارهای کرهی ایکس گردیده و این چرخه به کمک تبلیغات وسیع و دامنهدار ادامه پیدا خواهد کرد.
این است آنچه که واقعیت آزمایش بر روی حیوانات را میسازد.
نیازی به این نیست که ثابت کنیم آزمایشات پزشکی برروی حیوانات غیراخلاقی است. اینرا هرکس که از وضعیت و چگونگی انجام این آزمایشات و شکنجه و آزاری که در این رابطه به حیوانات وارد میشود آگاه باشد خواهد پذیرفت. اینرا هرکس که به حق طبیعی حیات برای هر موجود زنده در طبیعت باور داشته باشد قبول خواهد کرد.
نیازی به این نیز نیست که ثابت کنیم که علیرغم تشابهات فراوان، فیزیولوژی و کارکرد بدن انسان با سایر حیوانات متفاوت است و به همین دلیل انسان انسان است و میمون میمون و سگ سگ. تفاوت فیزیولوژیک نه تنها در بین انواع و گونههای حیوانی بلکه در میان افراد یک گونه، در میان افراد یک خانواده، و حتی در یک فرد مشخص در زمانهای مختلف و مقاطع مختلف نیز به نحو چشمگیری موجود است. به دلیل همین تفاوت فیزیولوژیک است که پس از چندین دهه آزمایش برروی شمپانزهها که نزدیکترین خویشاوندان انسان میباشند و با صرف سرمایههای هنگفت مالی و جانی هیچیک از هشتاد و چند واکسن از میان صدها واکسنی که گفته میشد برای جلوگیری از بیماری ایدز و هپاتیت C در شمپانزهها تأثیرات مثبت داشتهاند در انسان کارگر نیفتاده است. براستی که اگر این سرمایه و این همه وقت و انرژی صرف راههای دیگر جز استفاده از حیوانات میشد چه بسا که امروز از نظر مقابله با این بیماریها در جای دیگری ایستاده بودیم.
پس اگر باور داریم که آزمایش روی حیوانات غیراخلاقی بوده و در اثر تجربه نیز دریافتهایم که بواسطه اختلافات غیرقابل انکار بین حیوانات و انسان آزمایشات پزشکی برروی حیوانات با وجود صرف انرژی فکری و مالی فراوان در بسیاری از موارد بینتیجه و در دیگر موارد حتی خطرناک نیز بوده است و امروزه با پیشرفت تکنولوژی روشهای جایگزین سالمتر، بیخطرتر و صرفهجویانهتری وجود دارند چرا این ارگان اجتماعی همچنان تبلیغ گردیده در برابر موج روشهای نوین به مقاومت و پایداری ادامه میدهد؟
به همان دلیل که با اینکه میدانیم که جای پای حرکت امروزین بشر بر کرهی زمین اثری مخرب و ماندگار باقی گذارده و میگذارد همچنان به همان حرکت ادامه داده همان روش زندگی و تکنولوژی مخربی که حیات این کره را به مخاطره انداخته را دنبال میکنیم. به همان دلیل که با اینکه میدانیم بخش اعظم بیماریهایی که امروزه بشر با آن دست در گریبان است نه با مصرف دارو بلکه با تغییر نوع تغذیه و شرایط زندگی و با هزینهیی ناچیز قابل پیشگیری و درمان است. هنوز هم به جای گسترش این دانش در میان مردم با برباد دادن هزینههای هنگفت و صرف انرژی بیهوده به دنبال دارو و درمان در آزمایشگاهها میگردیم.
آزمایشات پزشکی ـ دارویی روی حیوانات یک صنعت چند بلیونی با بهرههای نجومی است. سیستم پزشکی مدرن که تجویز دارو و در نتیجه آزمایش برروی حیوانات از اصول اساسی زیست آن میباشد متشکل از شرکتهای چند ملیتی داروسازی، مؤسسههای عظیم بیمههای درمانی، کمپانیهای بزرگ تولید تکنولوژیهای وابسته و ارتشی از مراکز آکادمیک، آموزشی و درمانی میباشد. آنچه که ثابت و برقرار است خود را تنها راه حل موجود دانسته و مینمایاند. آنچه ثابت و برقرار است در برابر تغییر به مقاومت برخاسته و میخیزد… حال آنکه تغییر گریز ناپذیر است.
در تاریخ چند میلیون سالهی زیست و حرکت بشر براین کرهی خاکی استفادهی منظم و همهگیر حیوانات در آزمایشات پزشکی به تاریخ کوتاه دویست سالهی طب مدرن باز میگردد. این تجربهی کوته بینانه، دردناک و غیرانسانی، این اشتباه بزرگ بشر در شکنجه و نابودی این جانهای مهربان و این چهرههای شگفت آفرینش که در شبکهی گستردهی طبیعیت حیات ما به حیات آنها و حیات آنها به حیات ما وابسته است ازلی نبوده و ابدی نیز نخواهد بود.
نیاز به تغییر و گلایههای آنرا در ارکان اجتماعی و در اندیشه و برداشت بشر از حرکت و ارتباط خود با دیگر اشکال حیات دراین کرهی خاکی و دیگر کرات شاهدیم.
از شما خوانندهی گرامی نیز دعوت میکنیم که با ما پیشگامان و پایهگزاران ایرانی جنبشی که حیوانات را نه متعلق به آزمایشگاهها بکله از آن طبیعت میداند همگام شده عطوفت و مهربانی را به قلبهای خود و به حرکت و تجربه خود در این جهان بازگردانیم.
دکتر زرین آذر
دارای بورد تخصصی در بیماریهای داخلی، دستگاه گوارش و کبد
پزشک تغذیه و درمان طبیعی بیماریها
کالیفرنیای جنوبی
الف - نمونه های انتخابی
1. سرطان
در سال 1971، لایحه ملی سرطان "جنگی علیه سرطان" را آغاز نمود که بسیاری از حمایتگران مالی اش پیش بینی می کردند تا سال 1979 قادر به درمان سرطان خواهد شد. اما در عوض، این برنامه تحقیقاتی چند بیلیون دلاری به یک شکست مبدل شد. نرخ کلی متعادل شده از لحاظ سنی مرگ و میر ناشی از سرطان برای دهه ها تا سالهای 1990 بصورت متناوبی افزایش یافت (35، 36). زمانی هم که این نرخ کاهش پیدا کرد، علتش کاهش میزان مصرف سیگار بود (37).
برای ترغیب به ادامه پشتیبانی برای تحقیق روی سرطان –که اکنون به تنهایی در آمریکا از مرز 2 بیلیون دلار در سال گذشته است- محققین و گردانندگان آن، افکار عمومی را منحرف کرده اند. در سال 1987، سازمان عمومی حسابرسی آمریکا (GAO) دریافت که آمار سازمان ملی سرطان (NCI) «بصورتی مصنوعی ارقام مربوط به پیشرفت حقیقی را بالا برده است.» و اینطور نتیجه گیری کرد که حتی آمار ساده زندگی 5 ساله نیز دستکاری شده اند (38). یعنی مثلا NCI، حتی اگر بیمار پس از یک دوره 5 ساله میمرد هم از ان به عنوان به عنوان یک مورد درمان از زندگی 5 ساله یاد میکرده اند. همچنین، با نادیده انگاشتن جبهه گیری های آماری شناخته شده، NCI به غلط ادعا کرد در در درمان برخی انواع خاص از سرطان پیشرفت داشته. (38)
JOhn C. Bailar III، اپیدمولوژیست و سرپرست این تحقیقات، در سال 1986 در وصف نتایج نا امید کننده آن پس از 15 سال گفت: «ما در حال شکست خوردن در نبرد علیه سرطان هستیم. اگر به دنبال پیشرفت قابل توجه علیه سرطان هستیم، به تغییری در تمرکز تحقیقاتی نیاز داریم: از درمان به سمت پیشگیری.» (39)
بیش از یک دهه بعد، در تحقیقی روی نرخ مرگ و میر سرطان، Bailar مجددا تاکید کرد که: «زمینه های رضایتبخش عمدتا در پیشگیری از سرطان وجود دارند» (35)
چرا هزینه و تلاش صرف شده با پیشرفت علیه سرطان متناسب نیست؟ یکی از توضیحات این امر تمایل تضمین نشده آزمایشات حیوانی است. تفاوتهای بنیادین ژنتیکی (40)، مولکولی (41)، ایمنی (42) و سلولی (43) میان انسانها و سایر حیوانات از آزمایشات حیوانی مدل هایی نارکارامد در درمان سرطان میسازد. موشها رایج ترین حیوانات استفاده شده هستند و حتی خود مجله ی حیوانات آزمایشگاهی این صنعت، اذعان دارد که: «موشها در حقیقت مدل هایی ضعیف در غالب سرطانهای انسانی هستند» (44)
یکی از محققین پیشرو در حوزه سرطان، Robert Weinberg میگوید: «قسمت عمده مدل های پیش بالینی حیوانی از سرطان انسان، متعفن است .... هرساله صدها میلیون دلار توسط تولید کنندگان دارو برای اعمال این مدلها تلف میشود.» (45)
به گفته Clifton leaf، که خود از بازماندگان سرطان است: «اگر میخواهید بفهمید که نبرد علیه سرطان کجا اشتباه کرده است بهترین نقطه برای شروع جستجو، موش ها هستند.» (45)
2. ایدز
به رغم بکارگیری گسترده مدلهای حیوانی از اوایل دهه 80، کمک چندانی به تحقیقات برای مقابله با ایدز نکرده اند. این در حالیست که موشها، خرگوشها و میمونهایی با نقص حاد ترکیب شده سیستم ایمنی را می توان به ویروس HIV مبتلا کرد ولی هیچیک سندروم ایدز انسانی را بروز نمیدهند(46). از سال 1984، بیش از 150 شامپانزه به ویروس HIV آلوده شده اند و بنا به اظهارات، تنها یک مورد علائم ایدز را بروز داد(47، 48). حتی محققین ایدز اذعان دارند که شامپانزه ها که گونه ای در خطر هم هستند و به ندرت سندرومی شبه-ایدز را بروز میدهند، به احتمال کمی مدل های حیوانی مناسبی برای درک مکانیزم آلودگی و نحوه درمان ایدز را در اختیار محققین میگذارند. (49)
سندروم های دیگر نقص سیستم ایمنی ویروسی در حیوانات غیر انسانی به عنوان مدل هایی با ارزش از ایدز جار زده شده اند اما آنها در ساختار ویروسی با ایدز تفاوتهای چشمگیری دارند، در علائم بیماری و پیشرفت بیماری. (50)
Michael Wyand، یک آزمایشگر حیوانی، حین بحث در خصوص درمان ایدز تایید کرده که: «ضد ویروس های کاندید با کمک سیستم های in vitro مورد بررسی قرار گرفته اند و آنان که نمایه های ایمنی قابل قبولی داشته اند با داشتن پشتوانه کمی از داده های کارایی حاصل از سیستم های in vitro حیوانی، مستقیما روی انسان اعمال شده اند. دلیل این امر پیچیده است اما شامل این است که.... دیدگاه مانایی که تعداد زیادی از افراد دارند این است که هیچ مدل پیش بینی کننده حیوانی برای الودگی انسان به HIV وجود ندارد(51). »
Margaret Johnson، یکی از محققین ایدز تصریح کرده که: «مدل های حیوانی HIV/AIDS نه ارتباط ایمنی واضحی را نشان داده اند و نه در خصوص کارایی بالقوه روش های متعدد واکسیناسیون مختلف نتایج سازگاری داشته اند.» (52)
بی تردید از زمان آزمایشات کلینیکی اولین واکسن HIV روی انسانها در سال 1987 تا اواسط 2006، بیش از 100 آزمایش کلینیکی توسط سازمان ملی آلرژی و بیماری های عفونی آمریکا انجام گرفته است. و همچنان از میان بیش از 50 واکسن پیشگیری کننده و 30 واکسن درمانی که در آزمایش روی نخستی ها موفق بوده اند، تک تک آنها در آزمایشات کلینیکی انسانی شکست خورده اند. (53)
تحقیقات کلینیک انسانی، HIV را ایزوله کرده و دوره طبیعی بیماری را تعریف کرده و فاکتورهای خطرزا را تعریف کرده. (54)
تحقیقات in vitro (کشت بافت و سلول) با استفاده از گلبول های سفید خون انسان هم کارایی و هم میزان سمی بودن داروهای ضد ایدز شامل AZT (55)، 3TC (56) و موانع پروتزی (57) را شناسایی کرده اند. و با این وجود، قوانین فدرالی همچنان آزمایشات سم شناسی حیوانی غیر قابل اتکا و گمراه کننده را تحمیل میکنند.
3. روان شناسی و اعتیاد
مدل های حیوانی بکار رفته در آزمایشات روان شناسی که طی آن محققین بصورت سنتی حیوانات را در معرض محرک های دردناک قرار می دهند تا رفتارشان را مطالعه کنند، قویا مورد انتقاد هستند چرا که مشکلات روانشناختی انسانها بازتابی از فاکتورهای خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی است که قابل مدلسازی در غیر انسانها نیستند (58-63). بطور قطع، غالب روانشناسان با آزمایشان روانشناختی روی حیوانات که رنج زیادی را تحمیل میکند مخالف اند. (64)
در سلسله آزمایشات Harry Harlow با عنوان «ترد مادری» در دهه های 50 و 60، نوزادان میمونها را از از زمان تولد از مادرانشان جدا میکردند و آنان را در انزوای مطلق یا همراه نامادری های ساخته شده از سیم و لباس بزرگ میکردند. Horlow ادعا داشت که وحشت و آسیب شناسی روانی آنها اهمیت ارتباط مادری را نشان میدهد. با این وجود، این مساله بصورت قاطع در مطالعات انسانی گذشته ثابت شده بود. (65-68)
با وجود سطحی بودن مضمونی اینگونه آزمایشات، تعداد زیادی از مطالعات روی ترد مادری ادامه دارند و مدعی هستند که با رشد روانی، آسیب شناسی روانی و حتی عملکرد ایمنی و هورمونی انسان مرتبط هستند. (67-69)
به رغم مخالفت روانشناسان بالینی با نوشته های آزمایشات حیوانی، آزمایشات روانشناختی با تکیه بر تحقیقات رنج آور بر حیوانات ادامه دارد. بازبینی دو ژورنال روانشناسی نشان داد که تنها 33 مورد از 4425 نقل قول ها (یعنی 0.75%) به مطالعات انجام شده بر مبنای آزمایشات حیوانی ارجاع داشته اند. (70)
مدلهای حیوانی اعتیاد به الکل و سایر اعتیادها نیز بصورت مشابه تصوری اشتباه را ارائه داده و قادر به بازتاب فاکتورهای حیاتی اجتماعی، ارثی و ذهنی نیستند.
Vincent Dole، فارماکولوژیست، میگوید: «با گذشت 60 سال از خوراندن الکل به حیوانات، هنوز هیچ درک اساسی از علل این رفتار خودمخرب بدست نیاورده ایم و حتی هیچ متناظر رضایت بخشی از مصرف الکل آسیب شناختی نداریم» (71)
4. بیماریهای ژنتیکی
محققین نواقص ژنتیکی بسیاری از بیماری های ارثی همچون فیبروز کیستیک و سرطان سینه خانوادگی را شناسایی کرده اند. برای مدلسازی این بیماریها در حیوانات، محققین بصورتی گسترذه از حیوانات -و به خصوص موش- که مبتلا به نواقص ژنتیکی تولید شده در آزمایشگاه یا خودانگیز هستند استفاده میکنند. با این وجود، بیماریهای ژنتیکی بازتابی از ارتباط میان ژن ناقص و سایر ژنها و محیط است. و در نتیجه تقریبا تمامی این مدلها برای بازتولید ویژگی های بنیادین متناظر با بیماریهای انسانی با شکست مواجه شده اند. (72)
به عنوان نمونه، موشهای تراریخته که دارای همان ژن ناقص انسانهای مبتلا به فیبروز کیستیک هستند، آن آلودگی های ریه و گرفتگی پانکریت که انسانهای مبتلا به این بیماری را درگیر میکند بروز نمیدهند(72) چون موشها و انسانها مسیرهای متابولیکی متفاوتی دارند. (73)
منبع : mrmcmed.org
ترجمه : فاطمه ن.
(رفرنس ها در ادامه مطلب)
کمیته مدرن سازی تحقیقات پزشکی (MRMC)

Christopher Anderegg, M.D., Ph.D.
Kathy Archibald, B.Sc.
Jarrod Bailey, Ph.D.
Murry J. Cohen, M.D.
Stephen R. Kaufman, M.D.
John J. Pippin, M.D., F.A.C.C.
© Medical Research Modernization Committee, 2006
کمیته مدرن سازی تحقیقات پزشکی (MRMC) یک سازمان غیر انتفاعی حامی سلامت است که از متخصصین علم پزشکی و دانشمندانی تشکیل شده که برای شناخت و ترویج روشهای تحقیقاتی بهینه، قابل اطمینان و مقرون به صرفه تلاش میکنند. MRMC منحصرا بر سنجش علمی روش های تحقیقاتی مختلف تمرکز دارد اگرچه بی تردید گاهی ملاحظات اخلاقی جدی و مهمی را نیز برمی انگیزد.
تعداد دانشمندان و درمانگرانی که بنا به دلایل علمی و پزشکی آزمایشات حیوانی را زیر سوال میبرند رو به افزایش است. (1-3)
به عنوان مثال طبق نظرسنجی منتشر شده توسط "پیشرفت پزشکی اروپا" در سال 2004، 82% از پزشکان عمومی در انگلستان معتقدند که "از بابت گمراه کننده بودن اعمال داده های حاصل از آزمایشات حیوانی روی انسانها نگرانی وجود دارد." (4)
مستندات چشمگیری در دسترس است که نشان میدهد آزمایشات حیوانی، ناکافی و غیر قابل اعتماد هستند در حالیکه متدولوژی هایی که اخیرا توسعه یافته اند معتبرتر بوده و نسبت به آزمایشات حیوانی کم هزینه تر هستند.
تاثیرات تاریخی آزمایشات حیوانی
مدافعین آزمایشات حیوانی ادعا دارند که این امر نقشی حیاتی در تمامی پیشرفتهای علم پزشکی داشته است. (5، 6)
با این وجود، تعدادی از تاریخ نویسان علم پزشکی نیز معتقدند که کشفیات کلیدی این حیطه ها همچون قلب، سرطان، ایمونولوژی، بیهوشی و روانپزشکی در حقیقت با تحقیقات بالینی، مشاهده بیماران و تشریح اجساد انسان بدست آمده اند. (7-16)
اطلاعات انسانی بصورت تاریخی در روشنای داده های آزمایشگاهی حاصل از حیوانات غیر انسان بدست آمده اند. و این مساله منجر به عواقب ناخوش آیند پزشکی شده است. به عنوان مثال، تا سال 1963 مطالعات آینده نگر و گذشته نگر روی افراد بیمار، پیشاپیش ارتباط عمیق میان مصرف سیگار و سرطان ریه را ثابت کرده بود. (17، 18)
برعکس، تقریبا تمامی تلاش های آزمایشی برای ایجاد سرطان ریه در حیوانات با شکست مواجه شده بودند. در نتیجه، Clarenc Little، یکی از آزمایشگران حیوانی برای درمان سرطان نوشت: "شکست تعداد زیادی از محققین در ایجاد سرطانهای آزمایشی در طول 50 سال، تردیدهایی جدی را روی اعتبار تئوری سرطانزا (سرطان ریه) بودن سیگار ایجاد میکند." (19)
از آنجایی که داده های انسانی و حیوانی تطابق نداشتند، این محقق و سایر محققین به داده های قابل اعتماد انسانی به دید تردید نگریستند و متعاقب آن، اعلام خطر سیگار برای سلامت تا سالها به تعویق افتاد و هزاران نفر بر اثر سرطان ریه مردند.
در اوایل دهه 40، مطالعات بالینی انسانی قویا نشان میداد که پنبه نسوز سرطانزاست. با این وجود، آزمایشات حیوانی برای اثبات این موضوع دائما با شکست مواجه میشدند و به همین دلیل پیشیگیری های متناسب در آمریکا تا دهه ها به تعویق افتاد. (20)
بطور مشابه، مطالعات روی جمعیت های انسانی خطر آشکار قرار گرفتن در معرض تابش های یونیزه کننده سطح پایین اشعه ایکس تشخیصی متصاعد شده از زباله های هسته ای را نشان دادند. (21-24) اما مطالعات حیوانیِ متناقض موجب به تاخیر افتادن احتیاط و وضع قوانین شد.
قربانی بیماری فلج اطفال در آمریکا در سال 1948. مدل میمون ها برای بیماری فلج اطفال محققین را در خصوص مکانیزم آلوده سازی و دوره بالینی بیماری فلج اطفال گمراه کرده و مقابله با این بیماری را به تعویق انداخت:

![]()
به همین ترتیب، در حالیکه ارتباط میان مصرف الکل و بیماری جگر در انسان انکارناپذیر است، تلاشهای متعدد برای ایجاد بیماری جگر با خوراندن الکل بیش از حد به تمام حیوانات غیر انسان به جز بابونها با شکست مواجه شده و حتی نتایج آزمایشات روی بابونها هم ناسازگارند. (26)
بسیاری از پیشرفتهای عظیم پزشکی به دلیل داده های گمراه کننده حاصل از مدلهای حیوانی به تعویق افتاده اند. مثلا مدل حیوانی فلج اطفال منجر به بدفهمی مکانیزم آلوده سازی آن شد. مطالعه روی میمونها به اشتباه اینطور ثابت کرد که ویروس فلج اطفال از طریق مجاری تنفسی منتقل می شود و نه بلع (27، 28). این فرض نادرست باعث شد راه کارهای پیشگیرانه منحرف شوند و متدهای کشت بافت کشف واکسن را به تعویق انداخت (29، 30). اگرچه بعدها از سلولهای کشت شده میمونها برای ساخت واکسن استفاده شد اما تحقیقات روی سلول های کشت شده انسانی بود که برای اولین بار نشان داد ویروس فلج اطفال را میتوان روی بافتهای غیرعصبی کشت نمود. (31)
آزمایش روی سگها از توسعه اعمال جراحی برای جایگزین سازی رگهای گرفته با رگهای خود بیمار ممانعت کرد چرا که به اشتباه نشان داد این رگها قابل استفاده نیستند. (32)
پس زده شدن سریع کلیه پیوندی در سگهای سالم برای مدتی طولانی در مورد انسانهای بیمار نیز صادق پنداشته میشد (33). ولی میدانیم که نارسایی کلیه، سیستم ایمنی را تحت تاثیر قرار میدهد که این امر تحمل پذیرش بافت خارجی بدن را بالا میبرد.
با تمام این اوصاف، جامعه به حمایت از آزمایشات حیوانی ادامه میدهد، عمدتا به این دلیل که اکثر مردم معتقدند این کار برای غالب پیشرفتهای پزشکی حیاتی بوده است. (34)
اما هستند کسانی که تردید دارند ... تردید دارند که آیا چنین تحقیقاتی لازم بوده ... و آیا اصلا کمکی به علم پزشکی کرده است یا خیر ... .
منبع : mrmcmed.org
ترجمه : فاطمه ن.
(رفرنس ها در ادامه مطلب)
![]()
- [به هم اتاقی ام می سپرم سر راهش برام یه شامپو بخره؛ اما اون اشتباها یه شامپوی Head & Shoulders می گیره]
- ای بابا چرا از این مارک اش رو خریدی برام؟
- تعریف اش رو زیاد می کنن، خواستیم حال بدیم بهت
- اما اینکه رو حیوونات آزمایش می کنه تو بلک لیست ماهاست!
- بی خیال جون داداش این یه قلم رو کوتاه بیا
- چه کوتاه اومدنی من حاضر نیستم تو این جنایت شریک بشم
- جنایت؟؟؟؟
- بعله جنایت، می دونی چه حجم عظیمی از آزمایشات حیوانی داره تو این شرکت ها انجام می شه
- دیوانه این ها دارن برا خاطر سلامت خودت این کار ها رو می کنن
- برا سلامت من جون یه عده دیگه رو بگیرن؟ من که بهش تن نمی دم
- تو چی فکر کردی پیش خودت؟ همه رو جنایتکار می بینی خودت این وسط شدی پاک پاک
- منطقی باش، اصلا شامپو چیه که دیگه به خاطرش بیان این همه کشت و کشتار راه بندازن
- بی خیال بابا کشت و کشتار کجا بود، همه اش از چهار تا موش خونگیری می کنن تموم می شه می ره پی کارش دیگه
- کاش همینجوری بود که تو می گفتی! تو می دونی که هر کدوم از این محصولات تست ال دی 50 رو باید پاس کنن؟ و می دونی که واسه این تست چه تعداد حیوون رو می زنن زجر کش می کنن؟
- الان خوب که چی؟ تو این شامپو رو نخری توفیری به حال این حیوونا می کنه؟
- اگه امثال شما ها همه اش آیه یاس نخونن بعله، خیلی هم توفیر می کنه، تقاضاس که عرضه رو ایجاد می کنه
- با این یکی دو تا نخریدن ها شما کاری از پیش نمی برین، تا تعدادتون به یه حدی نرسه هیچ تاثیری روی کاهش تقاضا ندارید
- این یک جنبش بلند مدته، توی غرب هم همین امثال شما فراوون بودید؛ اما الان دیگه وضع فرق کرده؛ انقد سطح اطلاع و آگاهی مردم بالا رفته که تعداد زیادی از شرکت ها برا جلب رضایت عموم هم که شده برچسب عدم آزمایش روی حیوونات یا حداقل برچسب آزمایشات اخلاقی رو روی کالاهاشون می زنن؛ ضمنا کاری که فکر می کنی بده نباس انجام بدی، هر چی هم که تعداد هم فکر ها و هم عقیده هات کم باشن ...
- خوب من با محصولات آرایشی بهداشتی تا یه جاهائیش باهات موافقم، ولی ببین آزمایش روی حیوونات بخش مهم ترش برا پروسه اکتشاف داروهاس؛ این که دیگه با جون مردم در ارتباطه؛ این رو چی می گی ؟؟
- بعله با جون مردم در ارتباطه؛ یه مثال برات می زنم تا خوب شیر فهم شی؛ بیشترین حجم داروهای مصرفی در جهان مربوط به چه دست از بیماری هاس؟
- بیماری های عفونی؟
- نخیر، بیماری های اعصاب و روان؛ و بیشترین حجم از بیماری های اعصاب و روان مختص به کدوم بیماریه ؟
- چه می دونم، آلزایمر؟
- نخیر، افسردگی !
- خوب که چی الان؟
- بیشترین عامل مرگ و بیماران افسرده در چیه ؟
- چه می دونم، فشار خونه؟!!
- نخیر، خود داروهای ضد افسردگی!
-یعنی چی؟
- این داروها هم از طریق عوارض مهیبی که دارن و هم از طریق افزایش میل به خودکشی باعث این فاجعه می شن!
- عجب، خوب من این رو نمی دونستم؛ ولی خوب همیشه هر چیزی فواید و مضرات خاص خودش رو داره؛ به هر حال پیشرفت پزشکی مدرن به خاطر دارو های موثر دیگه ای هم بوده؛ این رو چی می گی؟
- هر چیزی فواید و مضرات اش رو داره، اما نه تا این حد که بیشترین عامل مرگ بیماران مبتلا به یکی از گسترده ترین بیماری جهان، خود پزشکی به اصطلاح مدرن باشه! می دونی که تا سال 2020 پیش بینی شده خطرناک ترین بیماری، همین افسردگی لعنتی هستش؟ بذار باز هم از دستاورد های پزشکی مدرن برات بگم، سومین عامل مرگ و میر آمریکائی ها با توجه به اینکه قطب پزشکی دنیا هم در اونجاس چیه ؟
- خوب اولی اش که بیماری های قلبی عروقیه، بعدی اش سرطانه، سومی اش هم تصادفاته احتمالا
- نخیر، سومی اش "خطاهای پزشکی" یا به اصطلاح یاتروژنیک هستش؛ سالانه نزدیک 250 هزار مرگ و میر به واسطه خطاهای پزشکی در آمریکا رخ می ده؛ و جالبه غالب نویسندگان کتب پزشکی هم برا همین کشور هستن؛ همون هائی که تا حرفی خلاف حرف هاشون می شنون به کل غلط می شمرن اش و معتقدن پزشکی فقط پزشکی مدرنه، این معنی اش چیزی جز شکست مفتضحانه پزشکی مدرن هستش؟
- [لحظاتی سکوت حاکم می شه] ... تو این آمار رو از کجا آوردی؟ مخ ام داره سوت می کشه
- آمار رسمی خود وزارت بهداشت آمریکاس، اسناد همه شون هم موجوده
- چی بگم خوب، حالا مثلا حرف تو چیه ؟ ورداریم رو انسان ها آزمایش کنیم؟ آخرش می خوای به این برسی؟
- ما همین الان اش هم داریم همین کار رو انجام می دیم؛ فاز های کشف دارو ها رو که یادته؟ فاز سوم اش صرفا مربوط به آزمایش روی انسان هاست؛ در واقع هیچ داروئی در بازار نیستش که روی انسان ها آزمایش نشده باشه!
- خوب تو الان داری حرف های خودت رو نقض می کنی، یه بار می گی پزشکی مدرن داره رو انسان ها هم آزمایش می کنه یه بار می گی پزشکی مدرن افتضاح به بار آورده!
- آفرین، اما مسئله اینجاس که سهم مطالعات انسانی در پروسه کشف داروها کم تر از حد لازمه، این دقیقا اعترافی بود که اخیرا رئیس سازمان خوراک و داروی آمریکا کرد، این که بنیان پروسه کشف داروها از اساس غلطه!
- عزیزم تو می خوای هولوکاست راه بندازی؟
- این شما ها هستید که دارید هر روز هولوکاست رو روی حیوونات بارها و بارها انجام می دید
- تو که بدترش رو داری می گی، مسلما انسان ها به حیوونا برتری دارن
- ما این همه جایگزین داریم برای مطالعات حیوانی، کافیه در نظر بگیری نسبت به پنجاه سال پیش چقد این جایگزین ها گسترش پیدا کردن، کشت میکروبی، کشت سلولی، محیط های آزمایشگاهی In Vitro، نرم افزار ها، اجساد حیوونات با مرگ طبیعی، بافت های شبیه سازی شده انسان ها و و و . ما می تونیم از انبوه این جایگزین ها برا دور زدن آزمایش روی حیوونات استفاده کنیم و نهایتا نظرات قطعی رو موکول کنیم به کارآزمائی های بالینی رو انسان ها .
- خوب الان با این اصلاحات شما همه چی سر جاش بر می گرده؟
- خیر، انتقادات اساسی تری به پزشکی مدرن وارده، این که مثلا اگه "دارو" و "جراحی" رو از پزشکی مدرن بگیری دیگه عملا هیچ حرفی برای گفتن نداره، در واقع این اصرار بیش از اندازه ای که روی دارو و جراحی وجود داره منجر به همه این مشکلات می شه
- پیشنهاد شما ها چیه؟
- بازگشت به زندگی طبیعی، در نظر بگیر که ما از این همه بیماری های انسانی در حیووناتی که زندگی طبیعی شون رو دارن می کنن چیزی سراغ نداریم!
- چطور مثلا؟
- تغذیه صحیح، سبک زندگی صحیح، آرامش، ورزش و و و
- ببین تو الان داری عملا به دستاورد های پزشکی مدرن پشت می کنی، این اصلا منصفانه نیست
- پزشکی مدرن در درمان بیماری های "حاد" مثه بیماری های عفونی و ریشه کن کردنشون بسیار موفق بوده، در این اش اصلا بحثی نیس، اما مسئله اینجاس که پزشکی مدرن تو این یکی دو صده اخیر به طرز نگران کننده وارد مافیای اقتصادی شده، اگه یه زمانی اطباء به دنبال سلامتی بشر بودن الان دیگه وضع به کل فرق کرده، برای شرکت های غول آسای چند ملیتی داروسازی وجود بیماری یعنی تقاضای اقتصادی بیشتر، مسلما با سلامتی کامل نسل بشر این همه شرکت داروئی ورشکست می شن؛ برای همین اون ها الان عمده توجه شون رو روی بیماری غیر حاد یعنی بیماری های "مزمن" متمرکز کردن، مثه سرطان، قلبی و عروقی، دیابت، اعصاب و روان، نقرس، پوستی و و و . و از همین جاس که انتقادات ما ها وارد می شه؛ چه دلیلی داره وقتی با تغذیه درست بیماری های قلبی و عروقی برچیده می شن ما همه اش روی دارو درمانی اصرار داشته باشیم، یا به جای اصلاح سبک زندگی بیایم بیماری های اعصاب و روان رو با دارو درمان کنیم؟!!
- فکر نمی کنی یه کم زیادی بد بینی؟
- می خوای دوباره آمار رسمی وزارت بهداشت آمریکا رو برات رو کنم؟
تحقیق و تنظیم : حامد صوفی

آزمایشگرایان حیوانی شما را به این باور رسانده اند که سلامتی شما مرهون آزمایشات حیوانی می باشد ...
این سگ که برای یکسال تحت تاثیر شدید الکل بوده است کشته شده تا چیزی که پیش از این شناخته شده بود به اثبات برساند، این که الکل زیاد برای کبد مضر است.

این میمون تحت آزار بوده تا چیزی که پیشتر با سال ها تحقیق آزمایشگاهی و آماری تصدیق شده بود به اثبات برساند این که سیگار کشیدن باعث سرطان ریه میگردد.

مبارزه علیه کالبد شکافی موجودات زنده ... حیوانات نمی توانند .
شیوه ی زندگی =
زندگی : یک وجود زنده
+
شیوه : یک مشخصه ویژه یا شیوه ی عمل متمایز
شیوه ی زندگی ما چیزی را که امروزه در جامعه اتفاق می افتد بازتاب میدهد. هر چه میخوریم انجام میدهیم و می پوشیم همه ی حیوانات را به طریقی تحت تاثیر قرار میدهد. چه بسیاری از بیماری ها نظیر سرطان، بیماری های قلبی، دیابت و سکته مرتبط با شیوه ی زندگی ما و در نتیجه به مقدار زیادی قابل پیشگیری هستند. درمان های جایگزین بی خطری در دسترس هستند، از جمله هومئوپاتی و درمان های گیاهی .
سرطان
طی سال ها فهمیده شده که 80 درصد از سرطان ها با شیوه ی زندگی ما مرتبط و در نتیجه قابل پیش گیری هستند. این عوامل شامل سیگار کشیدن، الکل، گوشت و غذاهای چرب، داروها، آلوده کننده ها، مواد افزودنی غذاها، مواد شیمیایی صنعتی و تشعشعات بسیار شدید هستند.
قبل از سال 1914 دانش شناسایی بیماری های واگیر (بیماری های مرتبط با شیوه ی زندگی و محیط زیست) چندین علت برای سرطان شناسایی کرده بود؛ به عنوان مثال افرادی که پیپ میکشیدند مستعد ابتلا به بیماری سرطان لب بودند و رادیولوژیست ها در خطر فزاینده ای برای ابتلا به سرطان پوست بودند. به هر صورت تشریح کنندگان جانداران با آزمایش های روی حیوانات دچار عقده روحی میشدند.
بیماری قلبی
این بیماری کشنده ی شماره یک در دنیای غرب است و با تغذیه ی ضعیف همراه با استرس، الکل، سیگار و کمبود ورزش ارتباط دارد. این عوامل نمتوانند دوباره در آزمایشگاه ها ارائه شوند و عمل آیند. بیماری های قلبی با ازمایش روی حیوانات بهبود نخواهند یافت.
بیماری های واگیر و واکسیناسیون
مردم به سمتی هدایت شده اند که باور کنند بیماری های نظیر فلج اطفال آبله سل سرخک دیفتری و بسیاری دیگر از بیماری ها با دارو ها و واکسن هایی ریشه کن شدند که با ازمایش روی حیوانات به تائید رسیده بودند. تاریخ نشان میدهد که اینگونه نبوده است. از سال های 1850 کاهش گسترده ای در نرخ مرگ و میر ناشی از این بیماری ها وجود داشته که نتیجه ی بهبود در مراعات اصول بهداشتی بهداشت فردی تغذیه و شرایط زندگی است و این پیش از معرفی دارو ها و واکسن ها اتفاق افتاد. مردم در کشور های در حال توسعه به آب پاکیزه و غذا نیاز دارند نه دارو .
آینده ای بدون آزمایشات روی حیوانات
تشریح کنندگان بدن جانداران شما را وادار داشته اند باور کنید که سلامتی شما به ازمایشات روی حیوانات وابسته است. این موضوع حقیقتا درست نیست. ما نسبت به چیزی که با بدنمان انجام میدهیم مسئولیم.
آیا حیوانات باید بهای شیوه ی زندگی ما را بپردازند؟
تحریم آزمایش روی حیوانات برای سلامتی ما زیان آور نخواهد بود. این کار تنها ما را به سمت حیات سالم تر و خوش بینانه هدایت میکند. تشریح جانداران تنها در اقتصاد و سیاست موضوعیت دارد .
درمان بیماری ها فوق العاده سود آور است، پیشگیری اینگونه نمی باشد .
تنها فشار از جانب شما این آزمایشات را متوقف خواهد کرد. مخالفت عمومی علیه این ازمایش های زیان آور و غیرضروری را به سمت حذف شدن سوق خواهد داد .
از خودتان این سوالات را بپرسید:
ترجمه : شیوا جعفری
منبع : arrc.org.au
ترجمه : فاطمه ن.
منبع: www.dlrm.org
گزینه های پیچیده ی دیگری برای آزمایش روی حیوانات وجود دارد. این روش ها مقرون به صرفه تر، با قابلیت پیش بینی بالاتر از آسیب های انسانی، نتایج سریع تر و عاری از خشونت علیه حیوانات هستند.
حال چرا شرکت ها از این روشهای مدرن بهره نمی برند؟ دو دلیل عمده عبارتند از ترس از ایمنی انسانها و ترس از دعاوی پاسخگویی در قبال محصول.
در سال 1959 "اصول تکنینک آزمایشی انسانی" در لندن منتشر شد و از گزینه های جایگزین آزمایش روی حیوانات به عنوان سه R نام برد که عبارتند از:
Refinement : بهبودReduction : کاهشReplacement : جایگزینی
از این میان تنها مورد آخر مورد تایید حامیان واقعی حیوانات است. بهبود یا کاهش کماکان نادرست هستند.
لوازم آرایشی Revlon، یکی از اولین شرکت های بزرگی برای تحقیقات روی این شیوه های جایگزین با اهدا 750000 هزار دلار به دانشگاه راک فلر سرمایه گذاری کرد.
سازمان های متععدی از جمله مرکز جان هاپکینز برای جایگزین های آزمایشات حیوانی (CAAT)، بنیاد جهانی تحقیقات اخلاقی، انجمن لوازم بهداشتی و آرایشی، انجمن صابون و شوینده نیز حمایت کردند و کار خود در راستای تایید چنین گزینه هایی آغاز کردند.
ولی فراموش نکنید در حالیکه شرکت ها به دنبال شیوه های دیگر هستند، استفاده از حیوانات بالا می ردو چون آزمایش روی حیوان باید دوشادوش شیوه های جدید انجام گیرد تا نتایج سازگاری بدست آید.
در حالیکه آزمایش روی حیوانات هنوز در شرکت های بزرگی همچون Procter and Gamble and Lever Brothers وجود دارد، هم اکنون چند صد شرکت "عاری از خشونت" نیز وجود دارند.
حال، امروزه از چه روش های دیگری استفاده می شود؟ رایج ترین این شیوه ها عبارتند از: آزمایشات in vitro، نرم افزارهای کامپیوتری، پایگاه داده ی آزمایشات سابق (برای پرهیز از تکرار)، و حتی آزمایشات بالینی انسانی.
استفاده از سلول ها، ارگان ها یا کاشت بافت نیز می توانند جایگزین شوند. گرچه کماکان حیوانات قربانی می شوند تا از اعضای بدنشان در چند مورد فوق استفاده شود.ترجمه: فاطمه ن.
منبع: AllForAnimals
همانگونه که دکتر کلائوسنر، سرپرست بنیاد ملی گفته است : "پیشینه ی پژوهش بر روی سرطان، جستجو برای یافتن درمان سرطان در موشها بوده است...ما دهه هاست که به شیوه های درمان سرطان در موشها دست پیدا کرده ایم. تنها مشکل این است که این درمان ها در انسان جواب نمی دهند. به همین سادگی" .
ترجمه : آرتا ایرانی
منبع : all-creatures.org
بله. با حذف فاز آزمایش روی حیوانات، داروها به همین اندازه و چه بسا بیشتر قابل اعتماد خواهند بود. اکنون، داروهای قانونی بیش از مجموع کل داروهای غیر مجاز آدم می کشد.
ابتدا باید بدانید که داروها پس از آزمایش روی حیوانات آزمایشگاهی جهت توزیع، بسته بندی نمی شوند؛ چهار شیوه برای ساخت دارها وجود دارد. دانشمندان با یکی از این روشها آغاز میکنند:
• کشف مواد جدید از طبیعت
• شناسایی یک ارزش متفاوت درمانی در یک داروی موجود
• تغییر دادن ساختار شیمیایی یک داروی مشابه
• طراحی یک داروی جدید از ابتدا بر مبنای عکس العمل های شیمیایی مورد انتظار
وقتی محققان در رابطه با کارایی یک ماده نظریه پردازی کردند، روی حیوانات اعمالش می کنند تا ببینند آیا روی آنها موثر است یا خیر. بازخوردهای زیادی را در مورد کارایی آن ماده روی گونه ی مورد آزمایش دریافت میکنند. نتایج مثبت آزمایشات حیوانی در رسانه های عمومی منتشر می شود و عموما بصورت ناقص تنها به پل ناساخته میان نتایج حیوانات آزمایشگاهی و درمانهای انسانی اشاره میکنند. در این مرحله، هنوز هیچ اطلاعات موثقی درباره اینکه این دارو با انسان چه خواهد کرد در دسترس نیست چرا که متابولیسم ما منحصر به فرد است.
گرچه قرار دادن این مواد در معرض آزمایشات حیوانی با هدف آشکار ساختن آثار مورد انتظار و اثرات جانبی آن بر انسان انجام میگیرد اما در غالب موارد نتایج حاصل روی گونه های مختلف بسیار متفاوت است.
موادی که ممکن است بتوانند جان انسانهای زیادی را نجات دهند تایید نمی شوند چون برای حیوانات مضر هستند. و موادی که حیوانات را علاج کرده تایید میشوند اما به انسانها صدمه می زنند و حتی منجر به مرگ می شوند. به جای ایمنداشت مصرف کننده های انسانی، آزمایش روی حیوانات یک احساس ایمنی واهی و غلط را ایجاد میکند.
ادله این ادعا در هر تقویم دقیق از تاریخ توسعه دارو آشکارا وجود دارد. تعداد زیادی از داروهای رایج امروز از جمله آسپرین، استامینوفن و ایبوپروفن، برای حیوانات بسیار مضر هستند. داروهای مدر به عنوان شالوده درمان پرفشاری خون، قبل از این گرایش دیوانه وار به آزمایشات حیوانی هم بصورت گسترده استفاده میشدند.
بسیاری از این داروها که بصورت ایمن توسط میلیونها نفر استفاده می شوند، امروزه برای عبور از آزمایشات اجباری روی موشها با مشکل مواجه خواهند بود.
یک محقق میگوید: این دغدغه ای موجه است که آزمایشات حیوانی مانعی است جهت بدست آوردن داروهای مورد نیاز ... .
برای تعداد زیاد و قابل توجهی از موجودیت های بیماری، یا مدلهای حیوانی وجود ندارد یا این مدلها بسیار ضعیف هستند. احتمال نادیده گرفتن داروهای مفید وجود دارد چون در مدلهای حیوانی رایج جواب نمی دهند.
تعداد بی شماری از داروهای آزمایش شده روی حیوانات که وارد بازار می شوند بعدها مشکل زا می شوند. کاملا پذیرفته شده است که در حدود 100000 مرگ سالیانه بر اثر داروهای مجاز رخ میدهد و در حدود 15 درصد از پذیرش های بیمارستان ها ناشی از عکس العملهای نامساعد دارویی است.
در یک دهه، بیش از نیمی از تمام داروهای تازه تایید شده یا از رده خارج شدند یا به دلیل آثار جانبی پیش بینی نشده مهلک و شدید مجددا توسط FDA برچسب گذاری شدند. و تمامی این داروها آزمایشات حیوانی گسترده ای را پشت سر گذاشته بودند!
آشکارا، پروتکل آزمایشات حیوانی به ضرر سلامت انسان عمل میکند. همچنین، اعتبارات ارزشمند تحقیقات را از متدولوژی های آزمایشی مستحم انسان محور منحرف میکند.
ترجمه : فاطمه ن.
منبع : all-creatures.org
کلیپ در رابطه با توقف آزمایش روی حیوانات
با حجم 1.8 مگابایت
طراح : آرش مدرس
دکتر زرین آذر
برمبنای آمار تقریبی، همه روزه بین 150-100 میلیون حیوان از موش گرفته تا خرگوش، سگ و گربه، خوک و بز و انواع میمونها به طرق دردناک، شکنجهآور، غیرانسانی و غیر ضروری تحت آزمایشات مختلف پزشکی، شیمیایی، بیوشیمیایی و بیولوژیکی قرار میگیرند.
بسیاری از این آزمایشات هیچگونه نقشی در بهبود سلامتی انسانها نداشته اکثراً به دلایل متفاوت بهرهگیریهای مادی و شغلی صورت گرفته و در موارد بسیار زیاد در سلامتی انسان نقش مخرب نیز ایفا میکنند.
چرا باید آزمایشات پزشکی برروی حیوانات قطع گردد؟...
متن کامل مقاله را در ادامه مطلب بخوانید
تحقیق و ترجمه : دکتر رامک روشنایی
* * * * * *
تاریخچه آزمایش روی حیوانات :
انجام آزمایش روی حیوانات زنده و انسان ها دارای دیرینه تاریخی می باشد. حدود ۲۰۰۰ سال پیش روی برده ها و مجرم ها ازمایش انجام می دادند. در عصر حاضر هم با وجود مشکلات اموزشی و اخلاقی و با وجود روشهای پیشرفته و انسانی هنوز هم بطور گسترده در کلاسهای عملی بسیاری از رشته ها از حیوانات زنده برای اموزش و آزمایش استفاده می شود. سالیانه دهها و شاید صدها میلیون حیوان مهره دار و ۵ برابر این تعداد حیوان بی مهره برای تشریح و آزمایش کشته می شوند.
پیمان نامه هلسینکی که به دنبال افشای جنایات هولناک آلمانها در آزمایش بر روی انسان، در سال ۱۹۶۴ میلادی به تصویب رسیده و هرگونه آزمایش بر روی گونه بشر را بدون انجام آزمایشات اولیه بر روی حیوانات، در بعد بینالمللی قدغن اعلام کرده است .
روشهای آزمایشهای تجربی در قرن ۱۷ توسط گالیله و بیکن کشف شدند. تا قبل از قرن ۱۷ کالبد شکافی حیوان زنده بطور محدود انجام می گرفت. قرن ۱۷ شروع پیشرفتهای علمی در زمینه طب و فیزیک و شیمی بود. بیکن اصرار زیادی روی استفاده از حیوان زنده در تحقیقات داشت. در آن زمان در انگلیس و فرانسه این کار بسیار مرسوم شد. آنها اعتقاد داشتند که حیوان درد را درک نمی کند؛ دکارت، فیلسوف فرانسوی، حیوانات را به ماشینی تشبیه کرد که فریاد آنها چیزی بیش از صدای تیک تیک ساعت معنا نداشت.
در قرن ۱۹ با انقلاب صنعتی که رخ داد انجام آزمایشها شدت گرفت. محققان بطور تمام وقت در آزمایشگاه های مخصوص حیوانات به کار گرفته شدند. دو فیزیولوژیست فرانسوی به نامهای ماگندی و کلود برنارد روشهای جدید علمی با استفاده از حیوان را ابداع و متداول کردند.
در همین زمان بود که جنبشهای ضد کالبد شکافی موجود زنده در انگلستان بطور رسمی شکل گرفت. اکثر ازمایشهای ماگندا قبل از سال ۱۸۴۶ انجام می شد که هنوز داروی بی حسی کشف نشده بود. او هیچ احتیاط و محدودیتی در ایجاد درد در حیوان در نظر نمی گرفت. اغلب آزمایشها در انظار عموم تکرار می شد. هدف آزمايشهای او بررسی کار سیستم عصبی و جذب سموم از بافتهای بدن بود. در یکی از نمایشها که در لندن انجام می داد آنقدر حیوان را دچار زجر و درد و شکنجه کرد که صدای خشم و اعتراض مردم در آمد. این اتفاق منجر شد به اینکه مجلس انگلیس به فکر ایجاد قوانینی برای کنترل آزمايش روی حیوان افتاد که البته ۵۰ سال بعد این قانون تصویب شد.
نه تنها مردم بلکه دانشمندانی مانند چارلز بل اناتومیست انگلیسی نیز با کارهای ماگندا مخالفت کردند. در سال ۱۸۳۹ در London medical Gazette بحث اخلاقی کردن آزمايشها و نظریه نوین روشهای جایگزین مطرح شد. در سال ۱۸۹۰ پزشکی انگلیسی بنام Alfred perry از دانشکده دامپزشکی نزدیک پاریس دیدن کرد و گزارشی در The lancetبه این قرار نوشت:
دانشجويان مهارتهای جراحی را روی اسبهایی که به هوش بودند انجام می دادند. اسبها و قاطر های از کار افتاده را هر هفته از ۹ صبح با جراحی های کوچکتر از ناحیه گردن و پا و دم شروع کرده تا اواسط روز به جراحی های جدی تر مانند قطع اعصاب و Firing and lithotomy سوزاندن با آهن داغ و برداشتن سنگ می رسیدند. کلاس تا ۵ عصر ادامه داشت و در آخر اگر حیوان از درد و خونریزی نمرده بود او را به داخل حیاط کشیده و از بین می بردند.
پری معتقد بود که انجام این کارها دانشجو را سنگدل و وحشی و فاسد الاخلاق می کند. بعد از اعتراض پری تا مدتی اکادمی طب فرانسه دستور داد تا دانشجوها روی اسبهای مرده تمرین کنند. البته این دستور بعدا لغو شد.
اولین کتاب مربوط به آزمايشگاه های فیزیولوژی بنام Hand book for the physiologists در ۱۸۷۳ به چاپ رسید که حاکی از استفاده وسیعی از حیوانات در آزمایشها بود که با اعتراض شدید مردم روبرو شد.
متن کامل مقاله را در ادامه مطلب بخوانید
چگونه میتوان به حیوانات آزمایشگاهی کمک کرد؟
۱- در وهلۀ اول میتوانیم محصولات شرکتهای آرایشی-بهداشتی و شیمیایی را که هنوز برای تست مواد اولیه و محصولات خود از آزمایش روی حیوانات استفاده میکنند خریداری نکنیم. سالانه میلیونها حیوان به بدترین نحو برای آزمایش مواد شیمیایی مورد استفاده در ریمل یا لاک ناخن یا شامپو یا تافت یا مواد شوینده میمیرند. شاید ما ناچار به استفاده از داروهای آزمایش شده روی حیوانات باشیم چون قانون هنوز هم این آزمایشات را الزامی میداند ولی قطعاً مجبور نیستیم محصولات آرایشی-بهداشتی یا شیمیایی یا دخانیات شرکتهایی را خریداری کنیم که روی حیوانات آزمایش میکنند در حالی که شرکتهایی وجود دارند که تنها از مواد اولیهای که سالها قبل روی حیوانات آزمایش شدهاند یا مواد اولیهای که با استفاده از روشهای جایگزین تست شدهاند، استفاده میکنند. از سال ۲۰۰۹ آزمایش روی حیوانات برای تست مواد آرایشی-بهداشتی در کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا اکیداً ممنوع شده است ولی در سایر کشورها برای درست کردن رنگهای مو، لاکها و ماتیکهای جدید در همین لحظه هزاران حیوان به بدترین نحو میمیرند. در حالی که صدها مادۀ اولیۀ آرایشی تست شده وجود دارد و بازار لوازم آرایشی-بهداشتی در حال انفجار است، شرکتهای تولید کنندۀ مواد آرایشی-بهداشتی برای ادامۀ رقابت تجارتی خود مرتب مردم را با تبلیغات تجارتی خود بنباران میکنند.
قبل از خرید محصولات آرایشی-بهداشتی در بارۀ خط مشی شرکت تولید کننده در بارۀ آزمایش روی حیوانات تحقیق کنید. نوشتن ایمیلها و نامههای اعتراض آمیز ولی محترمانه به تولید کنندگانی که هنوز روی حیوانات آزمایش میکنند، مسلماً میتواند تاثیر بسزایی در خط مشی این شرکتها در آینده داشته باشد. اگر از خط مشی یک شرکت اطلاع ندارید، این موضوع را از آنها سوال کنید. حتی این امکان وجود دارد که بسیاری از شرکتهایی که روی حیوانات آزمایش میکنند به دروغ ادعا کنند که روی حیوانات آزمایش نمیکنند ولی دریافت نظرات اعتراضآمیز و اطلاع از میزان حساسیت مصرف کنندگان نسبت به "انسانی بودن روند تولید" شرکتها را به سمت استفاده از روشهای تست انسانیتر سوق میدهد. اگر تا کنون پیشرفتهایی در برخی از زمینههای حقوق حیوانات حاصل شده است و برخی از شرکتها از آزمایش روی حیوانات دست کشیدهاند، نتیجۀ حساسیت و پیگیری مداوم مصرف کنندگان بوده است. اگر تجارت عامل آزمایشات بربری روی حیوانات است، بهترین راه مبارزه با این آزمایشات نیز همان استفاده از ضربههای تجاری است.
لیست تولید کنندگان محصولات آرایشی-بهداشتی که روی حیوانات آزمایش میکنند.
لیست تولید کنندگان محصولات آرایشی-بهداشتی که روی حیوانات آزمایش نمیکنند.
۲- اگر دانشجوی پزشکی یا داروسازی هستید در مقابل آزمایش روی حیوانات اعتراض کنید.
۳- اگر در رشتههای پزشکی یا داروسازی فعال هستید، در تحقیق برای یافتن روشهای تحقیقاتی جایگزین فعال شوید.